
"من"
"تو"
و فقط...
"یک قاب عکس"
این
تمام خوشبختی بود که
از جیب خدا کش رفتـــــــــــــــــــــــــــم...
ما را در سایت آسمان دنیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: behroz بازدید: 86 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 20:47
از آنجا كه گوهر انسان، آزادي است و طبيعتي مختار و آزادانه دارد ميتواند سمت و سوي حركت خود را انتخاب كند. مطهري انسان را فرزند رشيد و بالغ طبيعت ميداند كه نيازي به قيموميت ندارد. «آنچه ساير جانداران با نيروي غيرقابل سرپيچي غريزه انجام ميدهند او در محيط آزاد عقل و قوانين قراردادي انجام ميدهد.»3
مطهري ميان عقلگرايي و آزادي رابطه برقرار ميكند و بر اين باور است كه يكي از مسائلي كه باعث شده نبوت خاتمه يابد، روند تكامل عقل آدمي است كه بشر را قادر ساخته با عقل خويش سره را از ناسره تشخيص دهد و راه خود را آزادانه انتخاب كند.
به باور مطهري انسان موجودي مركب از عقل و نفس يا جان و تن است: محال است كه [انسان] بتواند در هر دو قسمت وجودي خود از بينهايت درجه آزادي برخوردار باشد. رهايي هر يك از دو قسمت عالي و سافل وجود انسان، مساوي است با محدود شدن قسمت ديگر.4
«از ديدگاه اسلام آزادي و دموكراسي بر اساس آن چيزي است كه تكامل انسان ايجاب ميكند. يعني آزادي، حق ناشي از ميل افراد و تمايلات آنها و دموكراسي در اسلام يعني انسانيت رها شده، حال آنكه اين واژه در قاموس غرب (به) معناي حيوانات رها شده است».5
ديدگاه مطهري در مورد انسان، ديدگاه انديشوري است كه قائل به آزادي تمام و كمال آدمي است تا بتواند استعدادهايش را به فعاليت درآورد و ابتدا از آن در جهت كمال و پيشرفت استفاده كند. در انديشه او آدمي داراي خصلتهاي آزاديخواهانه است و «روح آزاديخواهي و حريت در تمام دستورات اسلامي به چشم ميخورد»6 و نيز «تعليمات ليبراليستي در متن تعاليم اسلامي وجود دارد... اسلام دين حريت و آزادي است.»7
به باور وي اعتقاد به خدا نه تنها آزادي انسان را سلب نميكند بلكه اين خود باعث تقويت روح آزاديخواهي و حريتمنشي در انسان ميگردد و در واقع «اعتقاد به خدا مساوي است با اينكه انسان آزاد و مختار باشد.»8
آزادي در نگاه مطهري دو ركن دارد: يكي عصيان و تمرد و ديگري تسليم و انقياد: «بدون عصيان و تمرد، ركود و اسارت است و بدون تسليم و انقياد و اصولي بودن، هرج و مرج است.»9
از زاويه ديگر، آزادي در انديشه مطهري يك راه و روش براي رسيدن به مقصد است. آزادي خود هدف و مقصد نيست. بلكه تنها معبد وگذرگاهي است براي دستيابي به هدفهايي برتر و بالاتر. به تعبير مطهري: آزادي «كمال وسيلهاي» است نه «كمال هدفي». هدف انسان اين نيست كه آزاد باشد، ولي انسان بايد آزاد باشد تا به كمالات خودش برسد. آزادي يعني اختيار، انسان در ميان موجودات تنها موجودي است كه خود بايد راه خود را انتخاب كند و حتي به تعبير دقيقتر خودش بايد خودش را انتخاب كند، (همچنانكه) يك موجود مجبور نميتواند به آنجا برسد. پس آزادي، يك كمال وسيلهاي است، نه تنها يك كمال هدفي.10
بنابراين، آزادي در انديشه مطهري به خودي خود داراي تقدس و ارزش نيست، بلكه از آن جهت ارزشمند و متعالي است كه در فقدان آن انسان نيز همچون ساير موجودات از قدرت انتخاب برخوردار نبوده و در نتيجه تجلي و ظهور استعدادها در انسان معنا و مفهومي نخواهد يافت. آزادي از آن رو قابل تقدير است كه انسان ميتواند به آن وسيله به حركت درآيد و در مسير زندگي خود دست به انتخاب بزند و جهت زندگي خويش را برگزيند: «با آزادي است كه ممكن است انسان به عاليترين كمالات و مقامات برسد و ممكن است به اسفل السافلين سقوط كند.»11
ما را در سایت آسمان دنیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: behroz بازدید: 70 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 15:36